
دنیای غریب ، روزگار غریب زمان میگذره ثانیه به ثانیه ، دقیقه به دقیقه اما من در کوچه باغ یک ارزو ایستاده ام شاید سوء سوء لبخند تو مرا خم کند برچسبها: ارزو, لبخند, کوچه باغ, عطر, بنفش+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۶ساعت 5:8 توسط میثم | ...
ادامه مطلب
گاهی برای شروع دوباره دیر می شود وقتی عقل و هوشت در نقطه ای از زمان به حالت تعلیق درآید + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 13:56 توسط میثم | ...
ادامه مطلب
نه کابوس های شبانه درمان درد بود نه تنهایی و بی خبری ارام ارام سو سوء میزند این شعله شب افروز مرگ وقتی در سکوت این بغض ، خاموش می شوم + نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 13:46 توسط میثم | ...
ادامه مطلب
ولگردی ست دیگر اهل محل با خنده جواب سلام می دهند اهل خانه با کنایه اهل قانون با چوب تازیانه گاهی دست بسته بی سر و سامان یک روز در اوج سرمستی میگذرد گرچه روحت ریش ریش هجوهای دیگران شود میگذرد...
ادامه مطلب
در بیابان کردارهایم از تشنگی مفرط عریان مست بی امید به شعله های حیات سرگردان آواره بر ریگ های گناه چنگ میزنم ...
ادامه مطلب
بر تن پوشیده ام یک عمر خرقه گناه مسبب تو بودی من غرق گناه مسبب تو بودی سالهاست نوشیده ام جرعه جرعه جام جام شراب بی غیرتی بسته ام رگ ها را به طعم زهر مسبب تو بودی ای فکر پوچ من...
ادامه مطلب
اسیر این روزگار رویاهای بهم بافته مرگ تاوان من صبور یکجا ایستاده ام در انتظار مرگ گر تو نباشی...
ادامه مطلب
ی روزی فکر میکردم زخم ,جراحت ناشی از چاقو کشی ,سوختن یا نهایت جنگ ی حمله شیمیایی با عامل تاول زا باشه گاهی دست پام میسوخت فکر میکردم خدا داره بدترین عذابش سرم میاره ی روز کشیده شدن پوست تنم رو اسفالت خیابون میشد موجب دردهای موضعی و موقتی بعد گذشت این همه سال ,دو زاریم افتاده که درد,مشقت جسمی,مقابل تاول,زخم چرک کرده عفونی روحی هیچ یعنی ی جور قیاس مع الفارق یعنی اصلا نمیشه مقایسه کرد این دو رو جالب,منشا همه این دردا یا خودتی یا افراد اطرافت,خودت پاسوز میشی مابقی هیچ هر کی میره سی خودشون بگذریم کم کم این زخم ها میشن وصله ی تنت که گاهی سر وا می کنن چرک می کنن...
ادامه مطلب
درک واقعیت های پیرامون زندگی در این کشور منتج به آسودگی خاطر میشه مثل -منفعت طلبی اکثر اشخاص بخصوص مدعیان عاشقی -کفتار صفت بودن دوستان و آشنایان -روباه صفت بودن معشوق های خیالی -غیر کار آمد بودن قوانین و مقررات داخلی برای اشخاص زمامدار -قاعده دروغ گو بودن بازاریان با حربه ریش تسبیح -عامل نبودن و ناقل بودن اکثر مدعیان دین -عبث بودن رابطه احساسی و حکومت تعقل -پول داشتن موجب عز و نیک بختی ,فقیری موجب شرمساری و فرهنگ پاک زیستن مورد تمسخر - خائن همیشه سربلند و دروغ گو همیشه پیروز - اصل همزیستی انگل گونه اشخاص و افراد علی الخصوص ... ...
ادامه مطلب
یک عمر کشم رنجی چو برزخ یک عمر شوم عاجز بی سر ره از که بجویم بی تو سر منزل مقصود این دل تو باشی اما چون تن به خاک رفت چه مقصود چه میلی چه زمانی چه مکانی گر تو ندانی...
ادامه مطلب
گیسوانت در ضربان روزها سرخی لبانت در میخانه هر شبم برق چشمانت سوسوی محفل رند بخوان ای چله چله خوان از نجوای مادران در سوگ طفل بخوان تا خاموش شوم...
ادامه مطلب