واقعیت - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 6:59
درک واقعیت های پیرامون زندگی در این کشور منتج به آسودگی خاطر میشه مثل -منفعت طلبی اکثر اشخاص بخصوص مدعیان عاشقی -کفتار صفت بودن دوستان و آشنایان -روباه صفت بودن معشوق های خیالی -غیر کار آمد بودن قوانین و مقررات داخلی برای اشخاص زمامدار -قاعده دروغ گو بودن بازاریان با حربه ریش تسبیح -عامل نبودن و ناق...
مقصود - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:30
یک عمر کشم رنجی چو برزخ یک عمر شوم عاجز بی سر ره از که بجویم بی تو سر منزل مقصود این دل تو باشی اما چون تن به خاک رفت چه مقصود چه میلی چه زمانی چه مکانی گر تو ندانی
منتظر - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:30
پای در چارچوب زندگی خنجر بر عمق وجود نهادم گاهی سوی مشرق گاهی سوی گودال گذشته بغض کردم ایستادم منتظرت هق هق دمیدم بر ناقوس طرد شدن خیزی از تنهایی تا منتهای مستی منتظر ایستادم آهسته آهسته شاید جان بر لب رسد
میگذرد - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:30
چون باد از روی اجبار چون تقلا از روی ناچاری برای زیستن چون هوس بی عشق چون مسیری محدود چون چهار فصل چون قلب در تپش چون تاریخ چون شادی موهون چون غم ها این نیز گذرد میدانم
صفت - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:30
معصوم,بی گناه کردم گذر ز کوی تو یک شب به یک ندا کردم صد قسم دعا یا رب چنان بکن یارب چنین بکن غافل در این زمان بهتر شوی شغال روبه صفت روزی شود خدا رب مانده در این گیردار روباه در چنگال دار روبه صفت می شود خدا
نجوا - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:29
گیسوانت در ضربان روزها سرخی لبانت در میخانه هر شبم برق چشمانت سوسوی محفل رند بخوان ای چله چله خوان از نجوای مادران در سوگ طفل بخوان تا خاموش شوم
دنیا - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:29
اسمش را گذاشتیم دنیا در بند نهادیم بی گناهی را تیغ در دست عفت را دریدیم سرشت نیک را جولان گاه هوس کردیم چوبه دار ساختیم از برای بی کسان نوشتیم تا بند کشیم روح آزاد انسانی را اختیار را با خون آبه جبر به عصیان کشیدیم تقدیر را در فطرت کثیف خود حل کردیم اسمش را گذاشتیم دنیا
فایده - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:29
دفن یک عمر تقلای بی سو چه فایده لمس نابودی بی مهر چه فایده چون قاصدک شوق پرواز از برای آزادی شد خنجر بر پهلو گاهی زهر خود خلاصی نه قید پرواز نه شوق آزادی چون لاشه ای پر کرم یا نه چون شب تار سیه پوش در اوج سرخوردگی دفن آرزوها چه فایده
غربت - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:29
تولدت مبارک غربتی
خلط - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:29
خیلی وقت ها , آدمی انقدر وابسته ی شی ,انسان یا مکانی میشه که مثل جنون ادواری همیشه کنارش,تو گوشش زمزمه می کنه که اره,الان وقت دیونگی و خول بازی. مثل اینکه شدی برده آن احساس وابستگی و افسار زندگیت افتاده دستش چه مثبت چه منفی نابود کننده میشه اما وقتی متوجه میشی که غرق شدی و فکر می کنی ایا راهی برا خل...
مرگ - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:29
همیشه تصور مرگ بسیار دلهره آور و ترسناک وانمود می کند اما این دلهره و ترس ناشی از واکنش مغز آدمی به زوال و نابودی غیر معقول و ناگهانی ست ,یعنی انسان ذاتا از حوادث ,وقایع و رخدادهای غیرمترقبه و ناگهانی استقبال نکرده و نخواهد کرد مرگ و تصور مرگ نیز تا زمانی که غیر طبیعی و ناگهانی باشد دلهره اور و ترسن...

برچسب‌های محبوب

می گذرد | پنجره تنهايي