پشت پرده انتظار
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 0:44
انتظاردر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.دست من گیری از این منجلاب بیرون کشی
جالب
-
تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 20:40
[unable to retrieve full-text content]روزها میگذرن و ما فقط با اهنگ ها خودمون پیدا می کنیم
من این گیر دار
-
تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 11:33
تبدیل شدن به ی برده و حس حقارت روز افزون بدجور کلافم کرده سال ها عنوان این وبلاگ یدک کشیدم شاید شروعی دوباره باشه اما هرروز دارم تو تنهایی خودم غوطه ور میشم و امشب احساس خفگی کردم ناامیدی ناامیدی و ... + نوشته شده در سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۶ساعت 3:54 توسط میثم |
روزگار غریب
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 8:01
دنیای غریب ، روزگار غریبxa0 زمان میگذره ثانیه به ثانیه ، دقیقه به دقیقهxa0 اما من در کوچه باغ یک ارزوxa0 ایستاده امxa0 شاید سوء سوء لبخند توxa0 مرا خم کندxa0 برچسبها: ارزو, لبخند, کوچه باغ, عطر, بنفش+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۶ساعت 5:8 توسط میثم |
شروع
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 6:59
گاهی برای شروع دوباره دیر می شود وقتی عقل و هوشت در نقطه ای از زمان به حالت تعلیق درآید + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 13:56 توسط میثم |
سکوت
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 6:59
نه کابوس های شبانه درمان درد بود نه تنهایی و بی خبریxa0 ارام ارام سو سوء میزندxa0 این شعله شب افروز مرگ وقتی در سکوت این بغض ، خاموش می شوم + نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 13:46 توسط میثم |
ولگرد
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 10:35
ولگردی ست دیگر اهل محل با خنده جواب سلام می دهند اهل خانه با کنایه اهل قانون با چوب تازیانه گاهی دست بسته بی سر و سامان یک روز در اوج سرمستیxa0 میگذردxa0 گرچه روحت ریش ریش هجوهای دیگران شود میگذرد
نمیدانی
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 10:35
نمیدانی مرگ را سهل کرده ای نهادی سنگ بر جبینxa0 طاقتم تاب کردی نمیدانیxa0 دوست دشمنxa0 خدا دوست شد نمیدانی ... xa0 xa0
آواره
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 16:16
در بیابان کردارهایم از تشنگی مفرط عریان مست بی امید به شعله های حیات سرگردان آواره بر ریگ های گناه چنگ میزنم xa0
باد
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 5:53
این زندگی نه ارزش غصه خوردن داره نه قصه نوشتن باید مثل باد باشی آزاد ,رها گاهی صدا شی بهت بگن صدای باد شاعر بهت بگه صبا کاشف بهت بگه ناقل سفیه بهت بگه بلا ابر اینور انور بکشونی زندگی رو بسط بدی وسیله بقا باشی نه فنا گاهی قدرتت بشه وصف قالیچه سلیمون و کذا باد باشیxa0 بی رنگ لعاب xa0
پاییز
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 8:23
روزهای ما هم پاییزی بود سردرگم xa0بین سرسبزی تابستانxa0 سرمای سوزناک زمستان نمی داند ببارد یا ثمر دهد نفهمید فصل درو کردن بودxa0 یا وعده ی خواب وا مانده بود در این گیر دار نه راه پس داشت نه پیش مطلق وهم xa0آوارگیxa0 همان بهتر که خود خلاصی کند
حجر
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 12:03
ابرو که بر باد رفت عشق که کور کر شد سرنوشت که به سیاهی بدل شد واقعیت که محجور ماند نفس ,جان که مبتلا به جنون شد غم که مستقر و بی حرکت ماند بوی تعفن از هر سوxa0 عاقبت هیچ جدل بین مرگ و زندگی از روی توهم آخرت که رنگ باختxa0 من پی نوشت این روزها
مکره
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 4:29
گوش ها کر رخ ها بی جلوه عشق ها کور فریاد ها بی اثر زندگی بی حیات انتظار محو صدای خیانت می آیدxa0
جهان
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 22:45
زندانی ساختمxa0 به اندازه وسعت جهانxa0 در بند نهادمxa0 شب و روزهایم را سپرده ام ارزوها را به باد گاهی در فکر رهایی گاهی منتظر منجی گاهی می کشم تیغ آزادی بر تار پود گل های محصور قالی xa0 xa0
رگ
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 5:50
رج به رج خط به خط گذشتم از وابستگی های موهون خط کشیدمxa0 چون علقه ناکام بر هر چه هست نیست xa0 xa0
اذان
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 8:02
چو شب سیاه تار همچو بیماری بدخیم xa0شوم پوشیده ام بر تن شیطانی خود صد رنگ صد لعاب چو گرگ در جلد میش چون بانگ صلاة xa0برخیزد عریان مستxa0 میزنم چنگ بر لجنزار کردارم بشنو ای نسیم سحرگاهی راه رفته با خون آبه باز آیمxa0 چون رب از ازل کشیده سرمه تقاص بر چشمانم
مسبب تو بودی
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 20:07
بر تن پوشیده ام یک عمر خرقه گناه مسبب تو بودی من غرق گناهxa0 مسبب تو بودی سالهاست نوشیده امxa0 جرعه جرعه جام جام شراب بی غیرتی بسته ام رگ ها را به طعم زهر مسبب تو بودی ای فکر پوچ من
پنجره تنهایی
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 16:58
اسیر این روزگار رویاهای بهم بافتهxa0 مرگ تاوان منxa0 صبور یکجا ایستاده ام در انتظار مرگxa0 گر تو نباشیxa0
تاول
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 20:27
ی روزی فکر میکردم زخم ,جراحت ناشی از چاقو کشی ,سوختن یا نهایت جنگ ی حمله شیمیایی با عامل تاول زا باشه گاهی دست پام میسوخت فکر میکردم خدا داره بدترین عذابش سرم میاره ی روز کشیده شدن پوست تنم رو اسفالت خیابون میشد موجب دردهای موضعی و موقتی بعد گذشت این همه سال ,دو زاریم افتادهxa0 که درد,مشقت جسمی,مقاب...
مقصر
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 14:21
خیلی وقت ها نمیخواد xa0دنبال مقصر بگردی چون,مقصر خود خداستxa0