
تبدیل شدن به ی برده و حس حقارت روز افزون بدجور کلافم کرده سال ها عنوان این وبلاگ یدک کشیدم شاید شروعی دوباره باشه اما هرروز دارم تو تنهایی خودم غوطه ور میشم و امشب احساس خفگی کردم ناامیدی ناامیدی و ... + نوشته شده در سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۶ساعت 3:54 توسط میثم | ...
ادامه مطلب
اسیر این روزگار رویاهای بهم بافته مرگ تاوان من صبور یکجا ایستاده ام در انتظار مرگ گر تو نباشی...
ادامه مطلب
پای در چارچوب زندگی خنجر بر عمق وجود نهادم گاهی سوی مشرق گاهی سوی گودال گذشته بغض کردم ایستادم منتظرت هق هق دمیدم بر ناقوس طرد شدن خیزی از تنهایی تا منتهای مستی منتظر ایستادم آهسته آهسته شاید جان بر لب رسد...
ادامه مطلب